چگونه به مشتری ها بگوییم که قیمت پروژه چه قدر است؟


 

اینکه به مشتری ها بگوییم یک پروژه چه قدر قیمت دارد راحت به نظر میرسد ولی خیلی از فریلنسر ها در جواب به این سوال احتمالی به مشکل بر میخورند

اگر بدون اینکه اول چند سوال از آن ها بپرسید به این سوال پاسخ دهید، ممکن است که قیمتی کمتر از ارزش واقعی کارتان بیان کنید یا اینکه مشتری را با قیمتی بسیار زیاد فراری دهید.

در این جا برسی میکنیم که چگونه سوال "چقدر پول برای این کار میخواهید؟" را با بهترین روش ها مدیریت کنید.

اول از همه باید بفهمید که قیمت پایه برای شروع مذاکره چیست.

قیمت پایه مذاکره وقتی مشخص می شود که یک نفر یک رقمِ نه خیلی دقیق بیان می کند فقط برای اینکه طرف مقابل یک تصور از محدوده قیمتی کار به دست آورد و بتواند با بقیه پیشنهاد های کاریش مقایسه کند.

به عنوان مثال:

شما یک رایانه دارید که قصد دارید آن را بفروشید و از قضا من هم می خواهم یک رایانه دست دوم بخرم. پس به شما زنگ میزنم تا در مورد رایانه اطلاعات به دست آورم و شما می گویید،"میخواهم آن را تقریبا یک میلیون تومان بفروشم". شما الان قیمت پایه را مشخص کرده اید.

الان یک میلیون تومان بیشترین قیمتی است که می توانید رایانه را بفروشید (خیلی احمقانه به نظر میرسد که من بخواهم قیمت بالاتری پیشنهاد دهم، مگر اینکه پول زیادی داشته باشم و بخواهم به نحوی آن را دور بریزم!) ولی اگر من بیشتر از یک میلیون تومان بودجه برای خرید رایانه داشتم چطور؟ شما هیچ موقع نمی دانید چون قیمت پایه را یک میلیون تومان معلوم کرده اید. خوب حالا فرض کنید من بگویم:"اه، بودجه من هفتصد هزار تومان بیشتر نیست." حال من هم یک قیمت پایه مشخص کرده ام که کمترین قیمتی است که ممکن است به ازای آن رایانه معامله شود. شما می دانید که من می توانم هفتصد هزار تومان خرج کنم پس هیچ نیازی نیست که به کمتر از این راضی شوید.

پس: فروشندگان بیشترین قیمت و خریداران کمترین قیمت را اعلام می کنند. من و شما ممکن است قیمت را کمی در این محدوده بالا و پایین ببریم ولی کار بسیار دشواری خواهد بود.

وقتی که مشتریتان میپرسد،"چند تومان میگیری تا یک سایت دم دستی و سریع برایم ایجاد کنی؟" معمولا قیمت پایه به سرعت معلوم می شود. شما معمولا به عبارت کلیدی "سایت دم دستی و سریع" توجه می کنید و یک تصور در مورد کار پیدا می کنید. سپس از این تصور استفاده میکنید و عددی که به ذهنتان میاید را اعلام می کنید. حال شما یک قیمت پایه معلوم کرده اید و به احتمال زیاد مشتریتان هم بسته به پیچیدگی کار یک قیمت مشخص می کند.

این کار برای هیچ کدامتان خوب نیست.

هیچ کدام از شما به میزان کافی در مورد کار اطلاعات نداشته و عناصر کافی برای تعیین قیمت پایه را ندارید. اگر اینقدر زود قیمت پایه را اعلام کنید به احتما زیاد هر دویتان ناامید میشوید و نتیجه کار را خراب خواهید کرد.

پس چکار کنیم؟

قیمت پایه مشخص نکنید.

وقتی یک مشتری از شما میپرسد که قیمت این کار برایتان چقدر است، آن را با یک سوال در مورد نیاز هایتان پاسخ دهید.

لازم نیست عمق مطلب را در بیاورید، ولی به اندازه نیاز سوال بپرسید تا بزرگی پروژه، میزان پیچیدگی و محدوده  زمانی را بفهمید.

اگر چیز هایی وجود دارد که قیمت کار را بالا پایین می کند به آن ها اشاره کنید. مثال بگویید:" طبق این ارزیابی به احتمال زیاد با منابع اطلاعاتی مشکلی نداریم ولی اگر مشکلی پیش آمد، قیمت به یک میلیون تا یک میلیون و دویست هزار تومان افزایش خواهد یافت."

از سوال کردن در مورد میزان بودجه شان نترسید.

اشکالی ندارد که در مورد پول سوال کنید; آن ها هم وقتی به شما پیشنهاد می دهند می دانند که باید در آینده به شما حقوق بدهند پس بالاخره در مورد پول صحبت خواهید کرد; پس اشکالی ندارد که این کار را کمی زود تر شروع کنید. اگر میزان بودجه آن ها را بدانید راحت تر میتوانید به سوالات بعدی پاسخ دهید. اگر آن ها خجالت می کشند یا به نحوه ای نمی خواهند بودجه شان را اعلام کنند، توضیح بدهید که چرا می پرسید. بگذارید بدانند که شما میخواهید مطمئن شوید که گزینه هایی را روبروی آن ها قرار دهید که با توجه به نیاز ها و انتظاراتشان، واقع گرایانه باشد.

وقتی به صحبت در مورد ارقام رسیدید، از محدوده استفاده کنید نه از رقم های دقیق

شما نمیتوانید برای همیشه از ارقام دوری کنید، پس وقتی صحبت به آن جا کشید از محدوده استفاده کنید نه اعداد دقیق. محدوده به شما انعطاف میبخشد. اگر پروژه از آن چه که فکرش را میکردید پیچیده تر بود، جا برای بالا بردن قیمت دارید بدون این که از محدوده انتظار آن ها خارج شوید.

وقتی پیشنهاد میدهید "بین سه تا پنج میلیون تومان"، بر اساس اطلاعاتی که در مورد پروژه پیدا کرده اید میخواهید قیمتی در حد وسط و یا کمتر از وسط این محدوده را انتخاب کنید. اگر فکر میکنید یک پروژه سه و نیم میلیون تومان قیمت دارد، قیمت خود را بین سه تا پنج میلیون تومان بیان میکنید. اگر فکر میکنید چهار و نیم میلیون تومان خرج میبرد بهتر است بین چهار تا شش میلیون تومان پیشنهاد دهید.

وقتی که زمان میگذازید تا با سوال، اطلاعات جمع آوری کنید و به وسیله آن ها یک جواب استراتژیکی به مشتری ها میدهید، به احتمال زیاد در آخر کار یک مشتری خوشحال و یک مذاکره موفق خواهید داشت.

شما چگونه در باره قیمت کارتان با مشتری ها حرف می زنید؟

آخرین پروژه های ثبت شده در سایت

عنوان پروژه تعداد پیشنهاد ها ميانگين پیشنهادات(تومان)

شبیه سازی و تحلیل گیرنده راداری و مادون قرمز با نرم افزار متلب

پردازش سیگنال گیرنده ها Matlab مخابرات
1 650,000

فیوز الکترونیکی

طراحی مدار مجتمع
3 516,666

پروژه درسي شبكه عصبي---

Matlab
2 675,000

خوشه بندی فاری با متلب

منطق فازی
2 675,000

بهبود روش احراز هویت با اثر انگشت با معماری جدید "اسکویرال" (مارپیچ مربعی) برای پردازش تصویر سریع

پردازش تصویر Matlab
1 700,000

نظرات

هنوز نظری برای این پروژه ارسال نشده است









پروژه ای برای انجام دارید؟

امروزه میلیون ها شرکت کوچک و بزرگ برای عملی کردن ایده های خود از فریلنسر ها کمک می گیرند. شما نیز پروژه ای برای انجام دارید؟

15 هزار تومان برای ثبت اولین پروژه خود از خودکار هدیه بگیرید

ثبت پروژه جدید
در انجام پروژه های برقی تخصص دارید؟

اگر در گرایش های مختلف رشته برق تخصصی دارید و به دنبال انجام پروژه های غیر حضوری هستید، به جمع مهندسین فریلنسر سایت خودکار بپیوندید.

ثبت نام در سایت خودکار
x